على محمدى خراسانى
15
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
2 . مبناى شيخ اعظم اين است كه ماء موصول به معناى فعلى است كه عنوانش مجهول است ( شربخمر يا شرب خَلّ ) كه در ادامه ، اين مبنا مطرح خواهد شد . مرحوم آخوند در متن بر اين مبنا جواب داده است كه يا الزام واقعى مجهول و مشكوك ، براى شارع مهم است و تحت هر شرايطى مىخواهد بندگانش به آن واقع برسند و يا چندان اهميتى ندارد . اگر مهم بود ، حتماً احتياط را واجب مىكرد و مىفرمود بايد احتياط كنيد تا به واقع برسيد ، « 1 » در حالى كه در ما نحن فيه ( شك در اصل تكليف الزامى ) احتياط را واجب نكرده است . البته اخبارىها مدّعى هستند كه در شبهات تحريميّه ، شارع مقدس احتياط را واجب كرده و دلايلى دارند كه در آينده بررسى خواهد شد و به آنها جواب خواهيم داد كه اين دلايل ، مربوط به شبهات بدويه نيستند و به شبهه مقرون به علم اجمالى مربوطند . آنگاه رُفع ما لا يعلمون يعنى شما نسبت به الزام مجهول ، تكليف و مسؤليتى نداريد و احتياط ، واجب نيست و حق داريد مخالفت هم بكنيد . اگر واقع مهم نيست و احتياط ندارد پس مخالفت با آن هم عقاب ندارد و معناى برائت جز اين نيست . پس رفع مؤاخذه بهوسيلهء رفع ايجاب احتياط شد و ايجاب شرعى احتياط ، وضع و رفعش بدست شارع است و با حديث رفع ، آن را برمىدارد و بهدنبال آن مؤاخذه نيز برداشته مىشود . لا يقال لا يكاد يكون إيجابه مستتبعا لاستحقاقها على مخالفة التكليف المجهول بل على مخالفة نفسه كما هو قضية إيجاب غيره . فإنه يقال هذا إذا لم يكن إيجابه طريقيا و إلا فهو موجب لاستحقاق العقوبة على المجهول كما هو الحال فى غيره من الإيجاب و التحريم الطريقيين ضرورة أنه كما يصح أن يحتج بهما صح أن يحتج به و يقال لم أقدمت مع إيجابه و يخرج به عن العقاب بلا بيان و المؤاخذة بلا برهان كما يخرج بهما . لا يقال : معترض مىگويد كه قاعده اين است كه هر عملى وقتى واجب شد ، ثواب و عقاب مال خود آن عمل است ، يعنى اگر موافقت شود ، ثواب دارد و اگر مخالفت شود ، عقاب دارد و اگر وجوبش مرتفع شد ، عقاب و ثوابى كه براى خود آن عمل بود مرتفع مىشود و كارى به واجب ديگر ندارد . مثلًا اگر نماز واجب باشد ، مخالفت با آن عقاب دارد و عقاب بر ترك خود نماز است ، نه بر چيز ديگر . اگر واجب نباشد ، مخالفت آن عقاب ندارد . و عدم عقاب هم بر عدم وجوب همان عمل است و كارى به عمل ديگر ندارد . حال در مانحنفيه هم اگر در مورد مشتبهات احتياط واجب باشد ، مخالفت خود آن به عنوان يك واجب مستقل عقاب دارد . اگر واجب نباشد ، مخالفت آن عقاب ندارد و رفع مؤاخذه بر رفع خود
--> ( 1 ) . زيرا مفروض اين است كه نصّ معتبرى نداريم ؛ يا اجمال دارد و يا معارض دارد و راهى براى رسيدن به واقع نداريم ، مگرطريق احتياط .